تبليغاتX
عشق و تنهایی

عشق و تنهایی

به سوز من نمی سازی که با من هم نوا گردیءز دردم نیستی آگه که تا درمان من باشی

.................

 

 

البرت هوبارد میگه:زندگی رو زیاد جدی نگیر.چون هرگز از اون زنده بیرون نمی ری!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 11:4  توسط خسته از زندگی:هانیه  | 

کوچ

کوچ:

 

امسال را با ترک من آغاز کردی

با رفتنت دل را به غم دمساز کردی

در موسم گل قسمتم باد خزان شد

آن شب که آهنگ سفر را ساز کردی

تنها ترین بودی ومن ماندم کنارت

روز نیاز من نماندی ناز کردی

من با نگاه مست تو همراز بودم

چشم مرا با آسمان همراز کردی

گفتم که می مانی دلم آرام گیرد

رفتی و رودی از نگاهم باز کردی

برگرد!می دانم که روزی خواهی آمد

هر چند تا مرز خدا پرواز کردی........

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم فروردین 1388ساعت 12:47  توسط خسته از زندگی:هانیه  | 

شش سین!

تقدیم به تمام کسانی که عزیزی را از دست دادند

جایشان در قلب هایمان سبز!!!!!!

ماییم و هفت سینی که امسال شش سین دارد!

چرا که سبزی حضور تو، در خانه نیست!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 14:56  توسط خسته از زندگی:هانیه  | 

سرنوشت.............

کاش سرنوشت جز این می نوشت

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 20:7  توسط خسته از زندگی:هانیه  | 

ای کاش بمیرم

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 13:17  توسط خسته از زندگی:هانیه  |